محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

فضايح الصوفيه 69

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

على بن أبى طالب را امام دانند با اين حال به خدائى حسين بن منصور حلّاج ساحر كافر و امثال او ؛ بلكه به خدائى كلّ موجودات قايل بودن با ايمان واسلام منافات تمام دارد . و ديگر آنكه چون اين طايفه فريبندگانند بعضى از ايشان خواسته‌اند به نوعى سخن گويند كه همه طايفه ايشان را از خود دانند و از خود شمارند ، چنان كه حسين بن منصور حلّاج پيش از آنكه رسوا شود با سنّيان سنّى بود و خود را از ايشان وا مىنمود و در پيش شيعيان دعوى نيابت ووكالت حضرت صاحب الزّمان عليه السلام مىكرد و در پيش ملحدان و بعضى از سفيهان كه مىدانست كه بر مذهبى قائم نيستند دعواى خدايى مىنمود ، نامهاى پيغمبران بر بعضى از مريدان خود گذاشته ايشان را فرموده بود كه در عالم بگردند ومردمان را بخدايى او دعوت كنند . ودليل بر آنكه اكثر آن جماعت در باطن ملحدند اينست كه : چون دانسته‌اند كه حلّاج در پيش جماعتى بى محابا دعوى خدايى كرده گفته‌اند كه : او كشف راز كرد از اين جهت حلّاج الاسرار لقب كرده‌اند . وشيعه وسنّى نقل كرده‌اند كه شيخ عطار در وقت كشته شدن با كافر تتار كه به دستش گفتار بود گفت : كلاى تتارى بر سر مىگذارى ، و به اين صورت خود را به من مىنمايى ، و قصد قتلم ميكنى و گمان برى كه من ترا نمىشناسم ؟ بكش